سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
171
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
و حكمت و عدل الهى ، كارها بر وفق مراد ما شد ، آنان بر ما تاختند ؛ زيرا خدا ما را بر آنان برترى داده و ما را به خلافت الهى - كه از پيامبرش به ما ارث رسيده بود - كرامت بخشيده بود ، ولى آنان به ما حسد مىورزيدند و طغيانگرى مىكردند . آنان از بنى اميه مىترسيدند ولى نسبت به ما جسور بودند . اى مردم خراسان ! به خدا قسم من آنچه كردم از روى جهالت و پندار نكردم . » بيعت براى خلافت محمد نفس زكيه منصور متوجه شد كه در دستيابى به مكان نفس زكيه شكست خورده است و چارهاى ندارد جز آنكه منتظر شود محمد ، قيام خود را آغاز كند . طولى نكشيد كه محمد در سال 145 ق در مدينه بيرون آمد و از مردم به خلافت بيعت گرفت و خود را امير المؤمنين ناميد . اين سؤال پيش مىآيد كه چه چيزى نفس زكيه را به علنى ساختن قيام خود در اين سال وادار كرد ؟ مورّخان ، گزارشهاى فراوانى ، را كه در آنها دلايل گوناگون قيام علنى محمد آمده است ، ذكر كردهاند . طبرى بر اين نظر است كه پىگيرى كار محمد به وسيله رباح ، او را به آشكار شدن سوق داد . وى مىگويد : وقتى ابو جعفر بنى حسن را برد ، رباح به مدينه بازگشت و در جستوجوى محمد پافشارى كرد و محمد از پناهگاه خود خارج شد و پس از آن مصمم به قيام گرديد . « 1 » اما مسعودى بر اين نظر است كه رفتار منصور با بنى حسن باعث شد محمد قيام كند . او مىگويد : « محمد خود را از منصور مخفى كرد و بيرون نمىآمد تا آنكه منصور پدرش عبد اللّه بن حسن را با عموها و بسيارى از كسان و اطرافيان وى دستگير كرد . » « 2 » ابن طباطبا نيز همين ديدگاه را دارد و مىگويد : « عبد اللّه محض دربارهء فرزندش محمد به مردم مىگفت كه اين همان مهدى است كه بشارت او داده شده ، اين همان محمد بن عبد اللّه است ؛ خداوند نيز محبت وى را در دل مردم افكند و همه به او روى آوردند . آنچه به اين امر كمك كرد بيعت اشراف بنى هاشم با محمد و نامزد كردن وى براى خلافت و مقدم داشتن او بر خودشان بود كه رغبت محمد را در طلب خلافت ، و رغبت مردم را به او زياد
--> ( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 183 / ابن قتيبه ، المعارف ، ص 164 . ( 2 ) . مسعودى ، مروج الذهب ، ج 2 ، ص 306 .